خشونت روانی را بشناسیم

0
915

خشونت روانی را بشناسیم

یکی از مخاطرات زندگی زوجین ، حرف های همیشگی و روزمره آنان با یکدیگر است ، حرف هایی که در آن یک طرف، طرف مقابل  را با افراد موفق فامیل مقایسه می کند یا با حرف هایش او را دلسرد می کند. خیلی از قدیمی ها یادشان هست که قبلاً اغلب اختلافات خانوادگی بر سر خشونت های فیزیکی بود که در اینگونه خشونت ها، اغلب مردان ، همسران خود را کتک می زدند اما اکنون دیگر در کمتر خانواده ای پیش می آید که خشونت فیزیکی عامل اختلاف خانوادگی باشد هرچند که هنوز خشونت های فیزیکی وجود دارد و زندگی های بسیاری را از هم می پاشد، اما در سال های اخیر شکل تظاهر خشونت در خانواده ها تغییر کرده و به خشونت روانی بدل شده است.

از سویی دیگر اگر در گذشته خشونت فیزیکی عمدتا از سوی مردان اعمال می شد، امروزه خشونت روانی هم از سوی مردان و هم  از سوی زنان بکار برده می شود. زندگی سامان ، نمونه ای از این دست خشونت های روانی است، او چند وقتی است که در دادگاه به دنبال کارهای طلاقش است و پایش را در یک کفش کرده که می خواهد جدا شود.

او می گوید: همسرم بطور مرتب من را با دیگران به ویژه با برادرم مقایسه می‌کند، او به من می گوید که برادرم از من زرنگ تر است و کار و کاسبی که راه انداخته درآمد فراوانی دارد. خدا نکند که وسیله تازه ای در خانه برادرم و همسرش به چشم بخورد آنگاه تا یک هفته باید تحقیر و توهین های همسرم را تحمل کنم که چرا من نمی توانم آن وسیله گران قیمت را بخرم .

وی ادامه می دهد: ای کاش مساله به همینجا ختم می شد اما حتی اخلاق و رفتار من نیز با برادرم مقایسه می شود، هر کسی اخلاق مخصوص خودش را دارد و من نمی توانم دقیقا مثل برادرم باشم، رابطه من و برادرم خوب است اما رفتارهای همسرم باعث شده که حتی نسبت به برادرم کینه به دل بگیرم که چرا به من کمک نمی کند. برعکس این مورد هم وجود دارد، برای مثال شیما که دو سال است ازدواج کرده از دست توهین و تحقیرهای همسرش به تنگ آمده است.

او می گوید: همسرم مدام از من ایراد می گیرد و می گوید تو سلیقه خوبی در خرید لباس و چیدن دکوراسیون خانه نداری . او مرتبا از دستپخت مادرش تعریف می کند و به من می گوید تو باید آشپزی را از مادرم یاد بگیری . وی می افزاید: نظرات من اصلا برای همسرم اهمیتی ندارد و او با اینکه خشونت فیزیکی ندارد اما از لحاظ روانی من را خیلی آزار می دهد و دائما از کارهای من ایراد می گیرد و آنها را کوچک می شمارد. از آنجا که گاهی خشونت روانی بیش از خشونت فیزیکی بر افراد به ویژه زنان تاثیر می گذارد و در طولانی مدت پیامدهای جبران ناپذیری دارد که گاه به یک آسیب اجتماعی تبدیل می شود ، باید علل پیدایش خشونت روانی در زندگی را مورد بررسی قرار داد.

خشونت روانی ، شایع ترین نوع خشونت در همسران حبیب الله مسعودی فرید معاون اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در این خصوص می گوید: شایع ترین نوع خشونت در همسران ، خشونت روانی است که توهین، تحقیر و کوچک شمردن، از مصادیق این نوع از خشونت به شمار می رود. وی با اشاره به خشونت خانگی و انواع متعدد آن اعم از جسمی ، جنسی ، روانی و اقتصادی می افزاید: اگر زن به شوهرش توهین کرده یا او را با فرد دیگری مقایسه کند یا اینکه برعکس این کارها را مرد در مقابل زن خود انجام دهد به معنای خشونت روانی است.

وی تصریح کرد: برخلاف اینکه فکر می کنیم خشونت بیشتر جنبه فیزیکی دارد ، بیشتر خشونت ها از جنس روانی است. اگر خانواده ها آموزش های مهارت های زندگی خانوادگی ، نحوه ارتباط بین زوجین، ارتباط موثر و مهارت حل تعارض را یاد بگیرند، بسیاری از مشکلات بین آنان برطرف می شود. فقر یکی از عوامل ایجاد کننده خشونت های روانی وی در ادامه به تشریح عوامل ایجاد کننده خشونت های خانگی می پردازد و می گوید: فقر یک عامل خطر برای خشونت های خانگی از جمله خشونت روانی به شمار می رود، برای اینکه آسیب اجتماعی ایجاد شود نیاز به عوامل خطرزا است به آن معنا که فقط یک عامل خطر وجود ندارد. برای مثال در سرماخوردگی چند عامل ویروس ، ضعیف بودن بدن ، بیماری های زمینه ای و سن دخالت دارند، در آسیب های اجتماعی نیز همینطور است.

مسعودی فرید در ادامه می افزاید: برای مثال نمی توانیم بگوییم فقر  به تنهایی موجب بروز آسیب اجتماعی یا خشونت خانگی یا روانی می شود. متاسفانه برخی کارشناسان و مدیران در تحلیل های خود دچار اشتباه می شوند و می گویند عامل طلاق، تنها فقر است یا بیکاری عامل اعتیاد است، درحالیکه اینطور نیست و یک عامل در کنار عوامل دیگر با وزن های مختلف منجر به آسیب اجتماعی می شود. وی تاکید می کند: عوامل اقتصادی و فقر هم می تواند به عنوان یکی از عوامل خشونت های خانگی مطرح باشد. اما اینکه همه خشونت ها را به فقر وصل کنیم منطقی نیست، بسیاری از افراد فقیر ، خانواده های خوبی دارند و خشونتی به خرج نمی دهند و برعکس برخی افراد پولدار دست به خشونت می زنند. همه این موارد وجود دارد.

نمی توان تمام تقصیر خشونت های خانگی را فقط به گردن یک عامل مانند فقر بیندازیم. کسانی که نمی دانند چطور زندگی کنند، دست به خشونت می زنند معاون اجتماعی سازمان بهزیستی کشور می گوید: در موضوع خشونت خانگی و خشونت روانی چند عامل خطر وجود دارد که یکی از عوامل آن در سطح فردی است به آن معنا که فرد نحوه زندگی و مدیریت هیجانات را نمی داند. پولدار یا فقیر اگر مدیریت خشم را یاد نگرفته باشند، هنگام عصبانیت ، خشونت (چه کلامی و چه جسمی) به خرج می دهند.

رابطه اختلالات روانشناختی با خشونت اختلالات روانشناختی یکی دیگر از عوامل بروز خشونت های خانگی و روانی است و اگر فرد اضطراب و اختلال سایکوتیک داشته باشد یا اینکه افسرده باشد، دست به خشونت های خانگی می زند که ممکن است فیزیکی یا روانی باشد. همچنین اگر فردی معتاد باشد ، میزان خشونت ها در آن خانواده افزایش می یابد. خانواده ای که نمی توانند به طور موثر گفت و گو داشته باشند، دائماً در آن دعوا و بزن بزن است، یا اگر فردی در خانواده ای که پدر و مادر دائما با هم مشاجره دارند یا در بین فرهنگ خشونت، رشد کرده باشد مطمئنا روش والدین خود را دنبال می کند پس نقش خانواده بسیار مهم است.

نقش رسانه ها در دعوای زن و شوهر مسعودی فرید می گوید: نقش رسانه نیز در این بین بسیار حائز اهمیت است اگر رسانه دائما اخبار خشونت را منعکس کند یا فیلم هایی با موضوع خشونت به تصویر بکشد می تواند روی رفتار افراد تاثیر بگذارد. فرهنگ عمومی جامعه نیز در بروز خشونت ها موثر است ، بطورمثالزمانی که تصادف شود آیا باید همدیگر را کتک زد و بعد افسر راهنمایی و رانندگی را خبر کرد یا اینکه هنگام تصادف باید منتظر افسر ماند. و چقدر در نهادهای آموزشی مانند مدارس راجع به کنترل خشونت به کودکان آموزش می دهیم؟

این مطلب را به اشتراک بگذارید:

افزودن دیدگاه