گام های قدرتمند برای رسیدن به خوشبختی

0
1411

چون ابریشم باشید؛ نرم و محکم

شما چگونه به سمت خوشبختی می روید؟ یورش می برید؟ لنگ لنگان و بی هدف دور خودتان می چرخید؟ یا فعلا کوله بارتان را زیر سرتان می گذارید و یک چرت می خوابید تا بعد در موردش فکر کنید؟
آدمها در مسیر زندگی خود معمولا روشهایی را به کار می برند که در جزء جزء زندگی به کار بسته اند.
آنها که به سمت خوشبختی یورش می برند همانهایی هستند که عادت ندارند فکر کنند و از تصور موفقیت آنقدر خوشحال می شوند که بدون هیچ برنامه ای خود را پرت می کنند وسط دیگ حلیم!
این دسته از آدمها فقط کمی آنطرف تر از جلوی پای خود را در نظر می گیرند و نمی خواهند به دید خود وسعت ببخشند، انگار که اگر همین حالا و همینجا دست به اقدام نزنند دیگر برای همیشه دیر می شود و راه دیگری وجود ندارد. پشیمانی و حسرت و گردن زمانه انداختن مشکلات در این گروه از افراد رایج است.من که دوست ندارم اینطورزندگی کنم. حد اقل تاجایی که دست خودم باشد.

من خسته ام

دسته دوم کسانی هستند که از همان اول شکست را پذیرفته اند و انگار از به دنیا آمدن خود هم خسته اند. حس قدرتمند زندگی را در خود سرکوب کرده اند و نا خودآگاه به شکست متمایل هستند. این دسته خیلی احتمال دارد فرزندان خانواده های کنترل گر و سرزنش کننده ای باشند که ابتکار عمل را از فرزندان خود می گیرند و همیشه به جای آنها تصمیم می گیرند و نمی گذارند آنان آماده چالش زندگی شوند یا از آن دسته کسانی باشند که والدین همیشه در حد یک فوق بشر از آنها توقع داشته است.

 

این چالش بهتر بودن آنقدر آنان را خسته می کند که به ناگاه خود را وسط صحنه ای می بینند که در مقابلشان غول بی شاخ و دم زندگی قد علم کرده است و چنان پر هیبت می نماید که دوست دارند بدون رقابت از اول اعتراف به شکست کنند. آنها به حدی رسیده اند که ترجیح می دهند بگویند من نه تنها بهترین نیستم بلکه اصلا نمی توانم.
این گروه ضعیف نگه داشته شده اگر در هر مرحله ای که بر مشکل خود آگاه شوند، برای توانمندی خود اقدام نکنند در همان مرحله گیجی شکست باقی می مانند و راه به سرزمین خوشبختی نمی برند.

چرتی به نام زندگی

چرتی ها گروه دیگری هستند که تنبلی یا فراراز واقیات به آنها مجال نمی دهد چشمانشان را باز کنند.
آنها بنده عادتند و از اینکه چیزی عاداتشان را به هم بزند می ترسند. آنها که تا نیمه ظهر می خوابند و شب ها تا صبح بیدار می نشینند و در عوالم هپروت غوطه ور می شوند از این دسته اند.
این راهیان چرتی زندگی همیشه موقعیت های خوب را با تصمیم گیری دیر هنگام از دست می دهند. آنقدر برای تلاش کردن وقت هدر می دهند که کلا موضوع منتفی می شود.
اگر قرار است جواب استاد را بدهند صبر می کنند چند نفر قبل از او حرف بزنند و ناگهان می بینند یکی همان جواب را پیش از آنها گفته، اگر قرار باشد یک کار به دست آورند آنقدر در خوب یا بد بودن آن تردید می کنند آن را به روز دیگر موکول می کنند که رقبا گوی سبقت را می ربایند و اگر بنا باشد با دختر یا پسری ازدواج کنند آنقدر شخص را درشک و تردید نگه می دارند که حلقه عشق دیگری را در دست کند.
اینان همسفرخوبی نیستند چون وقتی اولین اشعه های خورشید دارد طلوع می کند بهترین زمان حرکت است، کوله بارشان را زیر سرشان می گذارند و می گویند بگذار بخوابم و در خواب تمام رویاهای شیرین را که هرگز برای آنها اقدام عملی نمی کنند، مرور می کنند. چهره اینها در خواب خندان تر از همیشه است. خوشبختی رویا پردازانه چیزی است که آنها در ذهن خود می سازند و هیچ وقت به آرمان شهرهای خیالی خود نمی رسند.

یک دو سه حرکت

اگر واقع بین باشیم متوجه می شویم که زندگی یک دوی سرعت است. یک تکاپوی همیشگی و بی وقفه که حرکت هدفمند تنها راه رسیدن به قله های خوشبختی است.
در رقابت با هریک از ما در روز تولد ما میلیونها کودک به دنیا می آیند و هریک از همان ابتدا ماراتن زندگی را شروع می کنند.
چه کسی باهوش تر است؟ چه کسی زیبا تر است؟ چه کسی خوش سرزبان تر است؟ چه کسی توجه بیشتری را جلب می کند؟ چه کسی توانمند تراست؟ چه کسی دختر یا پسر مورد علاقه اش را به دست می آورد؟ چه کسی می تواند در نهایت گلیم خود را از آب بیرون بکشد؟
این رقابتی است که خواسته یا ناخواسته شروع کرده ایم اما جمعیت قابل توجه رقبا و گستردگی دنیا سبب می شود که اگر اهل عمل باشیم حتما سهم خود را از زندگی بگیریم.فقط کافی است راه خود را درست دنبال کنیم.

برای این منظورتوصیه های زیر را به کار گیرید:

هدفگیری کنید

اول از همه هدف از زندگی خود را مشخص کنید. دیگران برای ما هدف تعیین می کنند و تاوقتی که آنها این کار را می کنند به خوبی پیش می رویم اما وقتی هدف تمام شد هاج و واج دور خودمان می چرخیم.
هدف داشتن جلوی این مشکل را می گیرد. هنوز چند سال تا فارغ التحصیلی تان مانده باید هدف خود را مشخص کنید.
هدف از زندگی، تحصیل، کار، ازدواج و بعد برای هدف خود خود برنامه ریزی کنید.

آبدیده شوید

انسانهای موفق آنهایی هستند که بهای موفقیت خود رابا سختی هایی که می کشند می پردازند.
دوره های بدون دستمزد کار آموزی، کشیدن جور و جفای دختر مورد علاقه، خاک صحنه خوردن، نداشتن روزهای متمادی استراحت، کمتر خوابیدن، کمتر بازی کردن و … همه چیزهایی است که هریک از ما زمانی که خواسته ایم به هدفی برسیم آن را تجربه کرده ایم.هیچ موفقیتی آسان به دست نمی آید. اگر موفقیت راحت به دست می آمد الان همه مردم دنیا در نهایت موفقیت به سر می بردند! پس بیایید کمی از راحتی خود را با دستاوردهای آینده مبادله کنید.

نا امیدی را ناامید کنید

کتاب سرگذشت آدمهای موفق پر است از داستان زمین خوردن ها و دوباره و دوباره برخاستن ها. فرق انسانهای موفق با آنها که هیچوقت موفق نمی شوند در این است که نا موفقها وقتی می افتند مسیر رفته را برمی گردند اما انسانهای موفق برمی خیزند، یا مانع را برمی دارند و یا راه جدیدی به سمت جلو کشف می کنند. زندگی همین است.
اگر با اولین اختلاف با همسرتان قهر کنید، حس کنید به بن بست خورده اید و کار را به طلاق بکشید یک مجرد ابدی خواهید ماند.اگر با اولین بازخواست و توبیخ مدیر احساس سرشکستگی کنید و استعفا بدهید، هرگز نمی توانید به کار ادامه دهید. هر شکست باید درهای جدیدی را به روی شما باز کند.

بیاموزید

“من همینم که هستم ” این شما بودید که این حرف را گفتید؟ یعنی چه ؟ شما تغییر ناپذیرید؟ قصد ندارید از آنجا که بوده اید یک قدم حرکت کنید؟ نه به جلو نه به راست و چپ؟ پس محکومید به عقب حرکت کنید چون اگر همانجا که هستید بمانید دنیا شما را جا خواهد گذاشت زیرا دنیا هرگز همان که یک ساعت پیش بوده نیست.
ما نیاز داریم هر زمان دانسته های خود را تجدید کنیم و ذهن و دانش خود را نو کنیم. دانایی و روز آمد سازی خرد چیزی است که چون چراغ راهنما ما را در زندگی جلو می برد.
پس اگر می خواهید موفق باشید و انسان خوشبختی بشوید یاد بگیرید.
یاد بگیرید که چطور احساسات خود را کنترل کنید، خشمتان را کنترل نمایید، دوست بدارید و بگذارید دوستتان بدارند و به دانش روز آراسته شوید. لازم نیست برای آموختن حتما به کلاس بروید، زندگی دانشگاه بزرگی است ، کافی است خوب مشاهده کنید و درس بگیرید.

مثل ابریشم نرم و محکم

یکی دیگر از راههای موفقیت و رسیدن به خوشبختی این است که در عین قاطعیت نرم و انعطاف پذیر نیز باشید. مثل ابریشم که هم از نرمی زبانزد است و هم از محکمی.
گاهی لازم است با نرمی از روی برخی امور بگذریم و آنها را دور بزنیم و گاهی نیز لازم است با قدرت کوه در مقابل برخی مسائل بایستیم . این هوشمندی شماست که استراتژی مناسب را تعیین می کند.
فراموش نکنید در مسیری که گام برمیدارید رقبای سرسختی هستند اما سهم شما همیشه در انتظارتان است پس با جدیت مسیر خوشبختی رادنبال کنید.

چند توصیه به زنان شاغل

خودتان را بگذارید جای کارفرما. او چرا باید شما را استخدام کند؟ برای اضافه کاری ممکن است همسرتان اجازه ندهد، گاهی ممکن است باردار باشید و حال کار کردن نداشته باشد و گاهی دیگر در مرخصی بارداری به سر برید.گاهی به خاطر بیماری فرزندتان باید کار را ترک کنید و زمانی خودتان در وضعیتی هستید که نمی توانید کار کنید و باید مرخصی بگیرید.
شما حتی برای بیماری همسرتان نیز ناچارید مرخصی بگیرید ،کاری که یک مرد بندرت انجام می دهد.
می بینید که شما موقعیت خطرناکی به عنوان یک زن شاغل دارید. پس یا باید حقوق کمی بگیرید، یا کارفرما به طریقی برای استخدام شما تشویق شود و یا باید در محل کار مثل الماس بدرخشید.

اگر گزینه سوم را انتخاب کرده اید بیایید چند راهکار ساده را با هم مرور کنیم:

درست است که همکاران مردتان مشغول گپ و گفت دوستانه اند و واقعا مثل شما کار نمی کنند اما فراموش نکنید جامعه به کار آنها اولویت می دهد پس کمی بیشتر از وظیفه استاندارد خود کار کنید تا بیشتر به چشم بیاید.
اگر نمی توانید زمان بیشتری در اداره یا کارگاه بمانید، سعی کنید راندمان کار خود را بالا ببرید و با کیفیت بیشتری کار کنید.همه مدیران زن اذعان می دارند که گاه چند برابر همتایان مرد خود کار آمدی نشان داده اند.
دست کم دو ساعت در هفته را برای یادگیری چیزهای جدید اختصاص دهید.فراگرفتن چیزهای جدید باعث می شود در امور دست بالا را داشته باشید.
سعی کنید تاثیر گذار و دارای ارتباطات موثر باشید. طوری که ارباب رجوع شما را در ذهن خود حک کند و هرکس به شما مراجعه می کند نامتان را فراموش نکند.
ظاهر مرتب را فراموش نکنید. مرتب بودن و آراسته بودن، الزاما آرایش داشتن نیست. منظور رعایت نظم، فرم شکیل اداری، مزین بودن به اخلاق حسنه و خلق نیکو و یک کلام ارائه یک خانم تمام عیار شاغل است که با ظاهری مرتب و متشخص ظاهر می شود. قبل از اینکه مدیر شوید، ظاهر خود را مدیریت کنید.
و نکته آخر اینکه محیط کار جای امنی نیست. چندان به دیگران اعتماد نکنید، یک همکار زن موفق همواره زیر ذره بین است و گاه خانمهای همکار هم مدیر مرد را به مدیر زن ترجیح می دهند.پس اسرار و رموز کاری خود را در هر نشست و برخاست پیش هر کس نگویید و از کسی بد گویی نکنید ومحل کار را با دوره های دوستانه اشتباه نگیرید و بهانه دست رقبا ندهید.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:

افزودن دیدگاه